خدا در غصه های تو همینجاستدلت آبی تر از هفتاد دریاستمبادا در دلت غم جا بگیردمبادا قلبت از عشقی بگیردمبادا ابر باشد آسمانتدل دریایی و بس بیکرانتتو را حیف است این قلبی که داریکه در آن بذر های غم بکاری
برچسب: نویسنده: یاسین کاظمی تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:38


خستگی های مرا
هیچ نفهمید
کسی ....
دانیال علی پناهی
برچسب: نویسنده: یاسین کاظمی تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:38
گر سیه رویِ دلم ، ماه ترین خواهم شد با تو خوشبخت ترین مرد زمین خواهم شد تو که انگشتر دنیای پر از نور منی بهر انگشتر زیبات ، نگین خواهم شد دانیال علی پناهی
برچسب: نویسنده: یاسین کاظمی تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:38
تو چه میدانستیمن چه شبها مردمو چه غمها که فرو میخوردمتو چه میدانستییاس من تا به کجاستعمق درد من چیستو چه در دل غوغاستتو چه می فهمیدیو چه میپرسیدیاگر اندوه مرادر دلم میدیدیتو نمیدانستیزخم هایم باز اس
برچسب: نویسنده: یاسین کاظمی تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:38
تو چه تنها و چه تنها و چه تنها بودی در سیه چال ، و هم قصر زلیخا بودی تو به هر ملک که رفتم ، بنشستی از پیش هر کجا نام خدا بود ، تو آنجا بودی قهر کردم به تو و ، قهر نکردی با من من در این زشتی و تو ، ی
برچسب: نویسنده: یاسین کاظمی تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 11:41


و چه دردیست گران
بغض و سکوت و خفقان
همه رفتند ، غمی نیست
عزیزم ، تو بمان .....
دانیال علی پناهی
برچسب: نویسنده: یاسین کاظمی تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 11:41